«سرب» و یهودیان ایرانی عازم ارض موعود | همه بدبختی خاورمیانه از هاگانا و هاشومیر شروع شد

رویداد۲۴ | مازیار وکیلی- استقرار اسرائیل به عنوان یک کشور و دولت مستقل به همین آسانی نبوده است. ماجرا به هیچ وجه به این شکل نبوده که سازمان ملل منطقه تحت قیمومیت بریتانیا را در سال ۱۹۴۸ به دو قسمت تقسیم کند و یهودیان و اعراب هر دو به راحتی این موضوع را بپذیرند و در صلح و صفا در کنار هم زندگی کنند. حتی ورود یهودیان به فلسطین هم به همین راحتی صورت نگرفته است. همه یهودیان با رضایت و میل خودشان به کشور جدید اسرائیل وارد نشدند و پای مسائل دیگری هم در میان بوده است.
نگاهی کلی و اجمالی به تاریخ شکل گیری اسرائیل نشان میدهد که بسیاری از یهودیان حاضر در اسرائیل تازه شکل گرفته با فشاری که از سوی باورمندان به ایده صهیونیسم به آنها وارد شده، پا به ارض موعود گذاشتهاند. باورمندان به ایده صهیونیسم تلاش زیادی کردند (ولو با تهدید و ارعاب) که داشتن یک سرزمین مستقل با دولتی قدرتمند تنها راهی است که به وسیله آن میتوان از تحقیر و آوارگی از سراسر جهان نجات پیدا کرد و یهودیت را تبدیل به یک هویت مستقل جهانی کرد. نگاهی به آمار هم نشان میدهد تمام یهودیان جهان در اسرائیل زندگی نمیکنند. اما هر چه بود صهیونیستها موفق شدند دولت و کشور مستقلی بسازند که تبدیل به یگانه دولت یهودی در سراسر دنیا شود. آن هم در منطقهای که اکثریت قاطع آن را مسلمانانی نشکیل میدهند که به طور سنتی و تاریخی نسبت به یهودیان دیدگاه مثبتی ندارند. انجام این کار میسر نمیشد مگر با یک کار مستمر و منظم نظامی، تبلیغاتی و امنیتی در سراسر جهان. کاری که سرانجام در سال ۱۹۴۸ نتیجه داد و صهیونیستها را صاحب چیزی که سالها انتظار آن را میکشیدند یک کشور مستقل کاملاً یهودی که اداره آن را خود یهودیها بر عهده داشتند.
بیشتر بخوانید:
تاریخ تشکیل اسرائیل/ یهودیان چگونه از سراسر جهان به «ارض موعود» مهاجرت کردند؟
نگاهی به شکلگیری اسرائیل؛ از تاسیس تا اشغال فلسطین
هاگانا و هاشومیر بازوهای نظامی و اجرایی ایده صهیونیسم
اسرائیل خیلی قبلتر از سال ۱۹۴۸ در فلسطین حضوری فعال داشت و شروع به شهرک سازی برای یهودیانی کرده بود که با میل و رغبت یا به اجبار به منطقه فلسطین تحت قیمومیت بریتانیا کوچک مهاجرت کرده بودند. وظیفه تامین امنیت و نظارت بر ساخت این شهرکها برعهده یک سازمان نظامی بنام هاشومیر بود. افرادی مانند یتسحاق تسفی، اسرائیل گلعادی، الکساند زید و اسرائیل شوحط از مسئولان این سازمان به شمار میآمدند. بیشتر اعضای این سازمان مهاجران روسی به اسرائیل و پایه گذاران حزب کار در سالهای آینده بودند.
زمانی که اعراب شروع به مخالفت با حضور یهودیان در این منطقه و حمله به آنها کردند، هاشومیر دیگر توانایی کنترل اوضاع را نداشت؛ بنابراین در سال ۱۹۲۰ این تشکیلات تبدیل به تشکیلات بزرگ تری بنام هاگانا شد. وظیفه هاگانا حفاظت از زندگی و اموال یهودیان در برابر حملات اعراب، ایجاد شهرکهای یهودی نشین در منطقه و حمایت از روند مهاجرت یهودیان سراسر جهان به این منطقه بود. اولین داوطلبان هاگانا را کهنه سربازان لژیون یهودی، سپاه قاطر صهیون و کهنه سربازان هاشومیر تشکیل میدادند. وظایف این سازمان در میانههای دهه ۱۹۳۰ میلادی گسترش بیشتری هم پیدا کرد. هنگامی که مشخص شد دولت بریتانیا قصد تغییر سیاستهای ضدصهیونیستی در آن زمان را ندارد، هاگانا مبارزه آشکار و یک پارچهای را علیه حاکمیت اجباری بریتانیا در چهارچوب جنبش مقاومت یهودیان آغاز کرد. پس از جنگ جهانی دوم شعبه هاگانا در اردوگاههای آوارگان یهودی اروپا تاسیس شد و اعضای هاگانا قایقهای مهاجران غیرقانونی یهودی را همراهی کردند.
هاگانا با سرپیچی از سیاست بریتانیا به قاچاق یهودیان توسط دهها هزار نفر ادامه داد؛ معروفترین این حوادث ماجرای کشتی اکسدوس در سال ۱۹۴۷ بود. هاگانا در کنار فعالیتهای نظامی خود یک سرویس اطلاعاتی بنام شای هم ایجاد کرد که وظیفه آن گردآوری اطلاعات برای فعالیت این سازمان و همینطور رساندن اطلاعات درست به رهبران کشور تازه تاسیس اسرائیل بود. هاگانا، اما در سراسر جهان حضوری فعال داشت و علاوه بر دفاع از اموال یهودیان در فلسطین وظیفه داشت تبلیغات گستردهای را برای وادار کردن یهودیان به مهاجرت به ارض موعود انجام دهد. این اقدامات گاهی از فعالیت تبلیغی فراتر میرفت و حالت ارعاب به خودش میگرفت. هاگانا وظیفه داشت یهودیان (خصوصاً یهودیان نخبه و دانشمند را) شناسایی و به فلسطین کوچ دهد. کاری که باعث بروز حوادث زیادی در سراسر جهان و من جمله ایران شد.
سرب روایتی از فعالیت تروریستی هاگانا در ایران
بیشتر بخوانید:
ستاره از دست رفته | چگونه اولین سوپراستار زن سینمای بعد از انقلاب راه خودویرانگری را پیش گرفت؟
مسعود کیمیایی، پدر زوالیافته موج نو سینمای ایران
مسعود کیمیایی داستان «سرب» را برمبنای فیلمنامه هاگانا تیرداد سخایی نوشت و کارگردانی کرد. کیمیایی در این سریال داستان یک زوج یهودی بنام دانیال و مونس را روایت میکند که قصدشان مهاجرت به سرزمین موعود است، اما از آن جایی که عموی آنها مخالف صهیونیزم است با مخالفت سازمان هاگانا مواجه و از مهاجرت آنها ممانعت به عمل میآید.
کیمیایی در سرب تلاش میکند بین دو دسته از یهودیان تفاوت و تمایز قائل شود؛ یکی دار و دسته میر و یزقل که ماموران هاگانا برای ارعاب یهودیان به قصد مهاجرت هستند و دیگری یهودیانی مانند دانیال، مونس و یعقوب که خودشان قربانی سیاستهای خشونت طلبانه اعضای هاگانا هستند. از نظر کیمیایی (حداقل آنطور که در سرب نمایش داده میشود) ایده تشکیل صهیونیسم تفاوت چندانی با سیاستهای فاشیستی هیتلر ندارد. اگر هیتلر با ارعاب یهودیان و برپایی کورههای آدم سوزی قصد یک نسل کشی تمام عیار و نابودی یهودیان را داشت. اعضای هاگانا هم با تلاش برای ملت سازی به کمک زور و ارعاب قصد تصاحب سرزمین فلسطینیان را دارند که این روش تفاوت چندانی با قدام نازیهای آلمانی ندارد.
در جایی از فیلم یعقوب به صراحت از یهودی آلمانیهایی حرف میزند که اعضای برجسته هاگانا هستند و برای مخالفان ایده صهیونیسم پروندهسازی میکنند. سازمانی که در دوران حکومت و زعامت دکتر مصدق در ایران و پس از جنگ جهانی دوم هم حضوری فعال در ایران داشت و میکوشید یهودیان را به سرزمین موعود کوچ دهد. همانطور که دکتر و یعقوب هم در فیلم اشاره میکنند این سنل از یهودیان از میان خون و چرک و تعفن برخواستند تا نسل پاکیزهای بسازند که نماینده شایستهای برای قوم یهود باشند. کیمیایی در سرب تلاش میکند این ایده که، چون هیتلر با یهودیان رفتار بدی داشته پس این حق برای آنها وجود دارد که با رفتاری مشابه سرزمین خود را تاسیس کنند را به چالش بکشد. استقرار اسرائیل به عنوان یک کشور به همین راحتی صورت نگرفته و ماجراهای زیادی با خود به همراه داشته است. ماجراهایی که باعث بروز یک بحران عمیق و ریشه دار در خاورمیانه شد. بحرانی که امروز به نقطه اوج خودش رسیده و کل منطقه را درگیر خود کرده است.


